سومریان و فضانوردان باستان
توی قرن نوزدهم، داروین دنبال کشف این موضوع بود که ما انسانها از کجا اومدیم.
اون نظریه تکامل رو معرفی کرد
که اکتشافات زیادی تأییدش کردن.
اما نظریه های دیگه ای هم برای توضیح اینکه «ما از کجا اومدیم» وجود داره
که بعضیاشون در حد نظریه ی داروین علمی نیستند.
اما هنوز حرفای زیادی برای گفتن دارن.
یکی از این نظریه ها، نظریه فضانوردان باستان هست.
این نظریه به این می پردازه که
خدایان ما موجودات فضایی بودن
که تخم ما رو روی زمین کاشتن و رفتن
و گاهی هم هنوز البته میان سر می زنن بهمون
توی اواسط قرن نوزدهم، هاینریش اشلیمان
که از پیشگامان علم زمین شناسی بود
نظر ما رو به سمت بین النهرین جلب کرد
جایی که سومری ها ۶۰۰۰ سال پیش در دوره ی اوجشون اون جا زندگی می کردن
از اون موقع تا الآن، هزاران کتیبه ی گلی و سنگی
از اونجا کشف شده که یه تعدادیشون تا الآن رمزگشایی شدن
سومری ها ۴۰۰۰ سال پیش یعنی ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح از بین رفتن.
اون ها روی کتیبه های بیشمارشون
از «خدایان» به صورت جمع حرف می زنن.
این خدایان که سومریا بهشون «آنوناکی» می گفتن
و توی انجیل هم تقریباً ۲۰ بار با نام آناکین به اون ها اشاره شده
می تونستن پرواز کنن
و توی زیگورات ها و بین سومری ها زندگی می کرده ن.
توی این کتیبه، یه آنوناکی به نام اینکی
داره هدیه ی «کشاورزی» رو به یه سومری اعطا می کنه.
آنوناکی ها یا خدایان مثل مردم عادی بودن
اما ظاهرا قدشون خیلی بلندتر از مردم عادی بوده.
حمورابی توی کتبیه ی قانون هاش
می گه خدایی به نام «شاماش» این قوانین رو بهش اعطا کرده.
به نظر میاد اینم قدش از حمورابی بلندتره.
سومری ها جماعت بزرگ و به نسبت پیشرفته ای بودن که
دستاوردای زیادی داشتن
مثل اختراع چرخ، قانون، قراردادها
موسیقی مکتوب، ادبیات، نجوم و ...
اونا حتی این کتیبه رو داشتن که به نحوه ی تولید آبجو می پردازه و در نوع خودش بی نظیره.
اونا همه ی این احتراعات رو به خدایانشون نسبت می دادن
و می گفتن خدایان این چیزها رو بهشون دادن
شکل گیری سومریان و پیشرفت هاشون توی تاریخ
به نسبت جدید بوده و انگار به صورت ناگهانی شکل می گیرن.
همه ی ادیان به شکلی به هم مرتبط هستن اما
عبریان و سومری ها ارتباطشون خیلی جالب بوده.
سومری ها کتیبه ای داشتن به نام «انوما الیش»
که توش در مورد خلقت حرف می زنن.
توی این کتیبه اومده که: خدایان انسان رو خلق کردند.
آولین انسان ها آداپو و آدامو بودن
و توی باغی به نام عدن به وجود اومدن
که در انحصار آنوناکی ها بوده
همینطور، «قابیل» برادرش رو می کشه و از بهشت رونده می شه.
در مورد «زیوسودرا»
یا همون نوح حرف می زنن و سیل بزرگی که
روی کوه آرارات قائله ش ختم می شه
و بعد از اون انسان ها روی زمین پخش می شن.
عین این داستانا رو هم سومریان دارن هم عبریان
خیلی های دیگه م دارن البته
بازم داستانای مشابه بین سومری ها و عبری ها وجود داره از جمله
«سارگان»، شاه سومری
که در خفا به دنیا میاد
و مادرش از ترس جون بچه ش میذاردش توی سبد و میندازدش توی آب
جالبه بدونین انجیل و تورات همه ی
این داستانا رو به صورت خیلی مختصر آوردن
اما توی کتیبه های سومری ها
این داستان ها با جزئیات خیلی بیشتری اومده.
اگر ماه، خورشید، نپتون و اورانوس رو
سیاره محسوب کنیم
این برداشت از منظومه ی شمسی به نظر دقیق می رسه
توی سیستم سومری ها
سیاره ی دوازدهم اسمش «نیبیرو» هست
که مدارش با مدار بقیه ی سیاره ها فرق داشته
و از ۳۶۰۰ سال یک بار به دور خورشید می چرخیده
این سیاره خونه ی آنوناکی ها بوده
«زاخاریا سیچین، مورخ که ظاهراً می تونسته
کتیبه های سومریا رو بخونه
توی سال ۱۹۷۶
یه کتاب درباره ی نیبیرو نوشته با نام «سیاره ی دوازدهم».
اینجا مجبورم به این موضوعم اشاره بکنم که
این دانشمند در بین تاریخ شناس ها و
زمین شناس ها خیلی خوشنام نبوده
و خیلی از ترجمه هاش از کتیبه های سومری
مورد قبول عموم قرار نگرفته.
اما در بین دانشمندانی که نظریه ی فضانوردان باستان رو قبول دارن
جایگاه ویژه ای داره و همه باهاش حال می کنن.
اون معتقد بوده خدا در زبان عبری «ال» گفته می شده
و بعضی وقت ها از کلمه ی الواه
برای شاعرانه خطاب دادن خدا استفاده می شده
و کلمه ی الوهیم که توی کتاب مقدس عبری به اون اشاره می شه
معنی «خدایان» می ده و نه «خدا».
قسمتای زیادی از داستانی که دارم براتون تعریف می کنم
از ترجمه های این آقا از کتیبه ها و کتاب ایشون هست.
بر اساس کتیبه های سومری ها
یه سیاره به نام «نیبیرو»
که ماه خودش رو داشته و دوره ی گردشش به دور خورشید
۳۶۰۰ سال بوده
به نزدیکی سیاره های دیگه می رسه
ماه این سیاره
به سیاره ای به اسم تیامات برخورد می کنه
و اونو نصف می کنه.
یه قسمت از تیامات به مشتری و نصف دیگش به زمین تبدیل می شه
سومریان می گن خدایانی که از نیبیرو به زمین میومدن
یا همون آنوناکی ها
قیافه و اخلاقشون مثل انسان ها بوده
بین سومری ها زندگی می کردن
و توی زیگورات های مخصوص خودشون بودن،
می مردن و حتی کشته هم می شدن.
مردم برای این خدایان کار می کردن
و خدایان تکنولوژی خیلی پیشرفته ای داشتن
اونا می تونستن با وسایلی پرواز کنن
ولی سومری ها نمی تونستن.
بر اساس کتیبه ی انوما الیش،
آنوناکی ها اولین بار ۴۴۵۰۰۰ سال قبل
برای گشتن به دنبال طلا و سنگ های معدنی دیگه
برای سیاره ی خودشون به زمین اومدن.
اونا جایی وسط خلیج فارس فرود اومدن
و بین رودهای دجله و فرات
جماعتی رو تشکیل دادن و اسمشو گذاشتن «اریدو»
که به معنی خانه ی دور است.
اولین برنامه ی اونا استخراج طلا از خلیج فارس بود
که ظاهراً با شکست مواجه می شه.
اونا بعدن متوجه می شن که توی جنوب قاره ی آفریقا
و در جایی به نام «آبسو»
که به معنی جهان زیرین هست
معادن بی شماره از طلا وجود داره.
اونا از آنوناکی های زیردست خودشون
برای کار توی معادن و استخراج سنگ های معدنی استفاده می کنن
و سنگ های استخراج شده رو هر ۳۶۰۰ سال
از طریق مریخ به نیبیرو می فرستادن.
اما کار استخراج طلا خیلی سخت بوده
و به همین دلیل ۲۵۰۰۰۰ سال قبل
آنوناکی های کارگر شورش می کنن.
«انکی»، یکی از خدایان آنوناکی
تصمیم میگیره یکی از موجودات روی زمین رو
به جای آنوناکی های کارگر
به کار استخراج معادن بگیره و به همین دلیل
انسان رو توی باغ عدن از موجود دیگه ای خلق می کنه
که بعضیا معتقدن جد ما «هوموارکتوس» بوده.
اونا دنبال کارگری بودن که ساده، مطیع و کاری باشه
توی انجیل عبری که مدت ها بعد از سومری ها نوشته شده اومده:
«و الوهیم گفت: بگذارید انسان را به شکل خودمان و از نوع خودمان بسازیم.»
بعد از چندین بار آزمون و خطا
اونا بالاخره موفق می شن آدامو رو خلق کنن.
طبق نظریه ی فضانوردان باستان
خدایان روی هوموارکتوس ها تغییرات ژنتیکی ای
انجام میدن که اون رو شبیه به انسان می کنه.
پس طبق داستان سومری ها
انسان توسط آنوناکی ها و توی باغ عدن خلق شد
تا کارای آنوناکی ها رو براشون انجام بده.
نظریه های دیگه هم هستن که معتبرتر از این نظریه هستن
مثل نظریه ی تکامل داروین
و همچنین نظریه ی ذهن دوجایگاهی
که در موردش به زودی یه اپیزود می سازم
طبق نظریه ی فضانوردان باستانی
اهرام مصر و مجسمه ی ابوالهول
که هنوز هم نمی دونیم چه طور ساخته شده هم توسط همین خدایان مهندسی و ساخته شده
سومری ها مثل خیلی از ملل و فرهنگ های دیگه
در مورد طوفان نوح هم یه داستان داشتن
ظاهراً شخصی وجود داشته که خیلی عاقل بوده
و سیلی رو پیشبینی می کنه
و به پسرش دستور می ده برای دفاع از مخلوقات زمین
در مقابل سیل یه کشتی بسازه
بعضی از تاریخ شناسا معتقدن
۱۲۵۰۰ سال قبل توی
اواخر آخرین عصر یخبندان
وقتی یخ های قطب آب شدن،
این سیل به وجود میاد و خیلی از انسان ها به خاطرش از بین میرن
سومری ها جزو اولین ستایش کننده های نوح هستن.
اما نوح یا جدش ادریس از کجا خبر داشتن که طوفانی در راهه؟
اگه شما فکر می کنین جواب علمی این موضوع رو می دونین
برام بفرستیدش شاید بشه بر اساسش یه ویدیوی دیگه تولید کرد.
اگه از این ویدیو خوشتون اومده اونو با دوستاتون به اشتراک بگذارید.
مرسی از منبع عظیم انرژیتون و اینکه اون رو به اشتراک میذارید! :)